سال: 2019

  • برگردان مطالب علمی

    کار ناپایدار و مبارزه‌ی طبقاتی

    مایکل مک‌دانل[۱] • برگردان: نوح منوری • هدف نولیبرالیسم تغییر توازن پول و قدرت به زیان طبقه‌ی کارگر و به نفع ثروتمندان و شرکت‌های آنان است. یکی از راهبردهای رسیدن به این هدف تضعیف قدرت چانه‌زنی و شرایط کاری کارگران است. یکی از مؤلفه‌های کلیدی این راهبرد، در کنار رشد و گسترش اتوماسیون، برون‌سپاری، کوچک‌سازی، و بازپس‌گیری مزایای محیط‌های کاری، افزودن بر نیروهای کار فاقد امنیت شغلی است. وضعیت کارگران با استخدام موقت به عنوان کارگران پاره‌وقت یا پیمانکاری یا قرارداد «به‌فراخور نیاز»[۲] (در حال حاضر یک میلیون کارگر با چنین قراردادهایی در بریتانیا هستند) ناامن‌تر می‌شود و موقعیت نازل‌تری در چانه‌زنی پیدا می‌کنند. این نیروی کار فاقد امنیت شغلی و آسیب‌پذیر کمتر تحت پوشش مقررات استخدامی قرار دارد. غالباً این کارگرانِ فاقد امنیت شغلی در کنار بخشی از کارگران با شرایط استخدامی امن‌تر و باقاعده‌تر به کار گرفته می‌شوند. این امر موجب تقسیم‌شدگی نیروی کار می‌شود و می‌تواند همبستگی کارگران را تضعیف و همچنین اخراج یا کم کردن ساعت کاری[۳] کارگران را برای کارفرمایان آسان‌تر کند. مجموع این عوامل سودآوری مضاعف را در پی دارند. کار به طور فزاینده و به ویژه برای جوانان، «غیراستاندارد»تر می‌شود و در حالی که کار کارگران بی‌ثبات‌تر شده، بخش عمده‌ای از کارگران غیراستاندارد…

    بیشتر بخوانید »
  • برگردان مطالب علمی

    چرا فمینیست‌ها زندگی روزمره را جدی می‌گیرند

    سینتیا ان‌لو • برگردان و تلخیص[۱]: حمید قیصری • امر «روزمره»، بنابر تعریف آن، چیزی جزئی و کم‌اهمیت است و به نظر نمی‌رسد از شأن و جایگاه خاصی برخوردار باشد. چگونه ممکن است توجه به این‌که صبحانه را چه کسی درست می‌کند، چیزی بر توانایی‌های تحلیلی ما بیافزاید؟ چگونه نظارت بر شستشوی لباس‌ها می‌تواند درک عمیق‌تری از امور به ما بدهد؟ اهمیت دادن به گفتگوهای معمول و بی‌تکلف در آسانسور یا مزه‌پرانی‌های پیش از شروع جلسات، فقط قوای فکری ارزشمندمان را تلف می‌کند. امر روزمره روتین و سرراست است؛ امری است مشتمل بر آن چیزهایی که عادی و فاقد خاصیت استثنایی به نظر می‌رسند. امر روزمره عاری از عنصر «تصمیم‌گیری» و در ظاهر امری «پیشاسیاسی»[۲] است. تا دوره‌ای که به طرزی خجالت‌آور طولانی بود، من توجهی به امر روزمره نداشتم. البته که روزمرگی جزئی از زندگی‌ام بود. روابطم با دیگران – از مصاحبه‌شوندگان و همکارانم گرفته تا دوستان عام و خاص – متکی بود بر روتین‌های روزمره‌ای که به اشکال گوناگون با روتین‌های آنان گره می‌خورد. با این‌حال، هنگامی که رسماً درگیر کارهای تحلیلی شدم، هیچ به فکرم نرسید که بخشی از کارم شرح جزئیات آن روتین‌ها باشد. فرض من آن بود که وظیفۀ من به عنوان پژوهش‌گر و تحلیل‌گر…

    بیشتر بخوانید »
  • چندرسانه‌ای

    ویدئو: مقدمه‌ای بر رویکرد نظری لاکلائو و موف

      کارولین فن‌هاماستاد علوم سیاسی دانشگاه ردبود نایمخن۲۰۱۸

    بیشتر بخوانید »
  • برگردان مطالب علمی

    درباره‌ی تاریخِ مفاهیمِ راینهارت کوزِلِک

    نویسنده: ن.آ. آندِرسِن • مترجم: نیما اکبری مقدم • برگرفته از کتاب «نظریه و واقعیت»؛ آرش حیدری و دیگران؛ انتشارات تیسا؛ چاپ اول؛ ۱۳۹۴ تاریخِ مفاهیمِ[۱] راینهارت کوزلک[۲]، شاید به آشکارترین وجهی نمایانگرِ چرخش زبانی[۳]در درونِ علوم تاریخی باشد. تاریخ مفاهیمِ کوزلک در اوخرِ دهه‌ی ۱۹۵۰ میلادی تکوین یافت و از آن دوره تبدیل به یکی از گسترده‌ترین پروژه‌های مطالعه‌ی مدرنیته شد. این پروژه به مطالعه‌ی سرچشمه‌ی بسیاری از مفاهیم، بالاخص مفاهیم سیاسی و اداری، در نسبت با تاثیراتِ تاریخِ اجتماعیِ آنها پرداخته است. نتیجه‌ی این مطالعات، انتشار دانشنامه‌ای هشت جلدی در باب تاریخ مفاهیم با عنوان مقابل بوده است: Geschichtliche Grundbegriffe, Historisches Lexikon zur political-sozialen Sprache in Deuschland(Brunner et al,1972) این دانشنامه در بردارنده‌ی مفاهیمی چون «سیاست»، «شهروند»، «عمومی»، «طبیعت»، «نفع»، «نمایندگی»، «دستگاه اجرایی حکومت» و «استبداد» است. یان ایفورسن[۴] (۱۹۹۷) تاریخ مفاهیم را به عنوانِ نوعی چرخشِ زبانی در درون رشته‌ی «تاریخ اجتماعی»[۵] معرفی کرده است. تاریخ مفاهیم و بسط و توسعه‌ی آن اگرچه بر محدودیت‌ها و معضلات رویکردِ سنتیِ تاریخ اجتماعی دلالت دارد، اما فاقد هرگونه داعیه‌ی بدیع بودن و رادیکال بودن در تقابل با رویکردهای سنتی تاریخ‌نگاری است. از این روی، تاریخ مفاهیم توانسته است بدون هرگونه نزاعِ ویرانگر با علوم تاریخیِ غیرنظری‌تر، به بسط و…

    بیشتر بخوانید »
  • برگردان مطالب علمی

    شیوه‌های تولید در ایران پیشاسرمایه‌داری: تأملاتی بر کتاب عباس ولی با عنوان «ایران پیش از سرمایه‌داری: تاریخ نظری»

    جان فوران • برگردان: میثم اهرابیان صدر • {کتاب ایران پیش از سرمایه‌داری: تاریخ نظری، نوشته‌ی عباس ولی، متنی است که در فضای متون تاریخی و تئوریک ایران، بسیار کمتر از دیگر آثار این حوزه کاویده و بازخوانی شده است. این کتاب حاوی تحلیل‌هایی است که جالب و انگیزاننده‌اند و مواضع انتقادی آن نیز نکته‌سنجانه و بنیادی است. کتاب در ۱۹۹۳ (۱۳۷۲ش.) به انگلیسی چاپ شده و ترجمه‌ی فارسی آن را نشر مرکز در ۱۳۸۰ منتشر کرده است. عباس ولی برای ترجمه‌ی فارسی این اثر مقدمه‌ای به ابتدای کتاب افزوده[۱]، که محتوای آن وضوح بخشیدن به برخی ابهامات و تعاریف و فراهم کردن پاسخ به برخی نقدهاست. هرچند طیف وسیعی از پژوهشگران تاریخ ایران و نظریه‌پردازان دانشگاهی می‌توانند مخاطب ولی و نقدها و تحلیل‌های او باشند، اما چنانچه بخواهیم به طور خاص محتوای مقدمه‌ی فارسی کتاب را از نظر بگذرانیم، باید به گفت‌و‌گویی ارجاع دهیم که در سال ۱۹۹۶ (۱۳۷۵ش.) بین جان فوران و عباس ولی درگرفته است. در یکی از شماره‌های مجله‌ی مطالعات انتقادی خاورمیانه، فوران کتاب ولی را به شکل انتقادی مرور کرده[۲] و ولی نیز در ادامه به نقدهای فوران پاسخ داده است[۳]. متنی که به عنوان مقدمه‌ی نویسنده در ترجمه‌ی فارسی کتاب آمده، جدا از برخی…

    بیشتر بخوانید »
  • برگردان مطالب علمی

    ننسی فریزر: بایسته‌های رهایی‌بخشی رادیکال

    ریچارد برنشتاین • برگردان: حمید قیصری • این مطلب حاصل برگردان فرازهایی است از بخشی با عنوان «از فمینیسم سوسیالیستی تا نقد سرمایه‌داری جهانی» که برنشتاین تألیف آن را در کتاب «فمینیسم، سرمایه‌داری و نقد: مقالاتی در بزرگداشت ننسی فریزر» (۲۰۱۷)[۱]بر عهده داشته است. ارزش اصلی این فرازها شاید در آن است که تصویری منسجم و گیرا از روند تطور ایده‌ و آرمان «برابری» و عطف توجه به «امر سیاسی» را در اندیشه‌ی فریزر ارائه می‌دهند. بسیاری از خوانش‌گران فریزر نقطه‌ی عزیمت فکری او را برجسته می‌کنند، در حالی‌که این واقعیت را – به عمد یا به سهو – نادیده می‌انگارند که فریزر طی سال‌ها و دهه‌های اخیر تحولات شگرفی را در دستگاه فکری خود تجربه کرده و در روندی بی‌وقفه، تمایزهای خویش از رویکردهای «اجماع‌محور» را برجسته ساخته است. توجه به این تحول فکری فریزر برای کسانی که می‌خواهند راهی، روزنی و بدیلی میان رادیکالیسم طبقه‌محور و سوسیال‌دموکراسی اجماع‌محور بیابند، ضروری و الهام‌بخش است. حوزه‌ی عمومی و دغدغه‌های فمینیستی فمینیسم هیچ‌گاه برای فریزر جایگاه موضوعی محدود و منتزع [از سایر حوزه‌ها] را نیافته است. دغدغه‌ی او درخصوص فمینیسم به تمام پروژه‌ی انتقادی‌اش اشاعه یافته و درک او از «نقد رادیکال»[۲] بر شیوه‌ی موضع‌گیری‌اش نسبت به مسائل متحولی[۳] که فمینیست‌ها…

    بیشتر بخوانید »
  • برگردان مطالب علمی

    بحران سرمایه‌داری دموکراتیک

    وولفگانگ استریک • برگردان: فاطمه صدیقی، سعید انوری‌نژاد • فروپاشی سیستم مالی آمریکا، که در سال ۲۰۰۸ رخ داد، اکنون به بحرانی اقتصادی و سیاسی در ابعاد جهانی تبدیل شده است. این اتفاق که جهان را تکان داده چگونه باید مفهوم‌سازی شود؟ جریان اصلی علم اقتصاد تمایل دارد جامعه را تابع کششی عمومی برای رسیدن به تعادل ببیند، در این حالت بحران‌ها و تغییرات چیزی نیستند مگر انحرافاتی گذرا از وضعیت پایدار سیستمی که به طور نرمال به خوبی یکپارچه و همبسته است. اما یک جامعه‌شناس چنین نظریه‌ای را نمی پذیرد. به جای آن که مصائب فعلی‌مان را اختلالی بی‌سابقه در شرایطی اساساً پایدار بدانیم، من برآنم که «رکود بزرگ» و در پی آن فروپاشی تقریبی شرایط مالی عمومی را تجلی تنشی بنیادین در پیکربندی اقتصادی-سیاسی جوامع سرمایه‌داری پیشرفته ببینم. تنشی که عدم توازن و ناپایداری را از استثنا به قاعده تبدیل می‌کند و می‌توان ظهور آن را در توالی تاریخی بحران‌های درونی نظم اجتماعی-اقتصادی هم مشاهده کرد. من به طور مشخص استدلال می‌کنم که بحران‌های فعلی تنها زمانی قابل درک هستند که آن‌ها را در سایه‌ی دگرگونی مداوم و ذاتا متناقض صورت‌بندی‌ای اجتماعی ببینیم. صورتبندی‌ای که آن را «سرمایه‌داری دموکراتیک» می‌خوانیم. سرمایه‌داری دموکراتیک تنها پس از جنگ دوم جهانی…

    بیشتر بخوانید »
  • برگردان مطالب علمی

    مراقبت و تنبیه: چهل سال بعد

    فریدر وگلمان[۱]، یورگ برناردی[۲] • برگردان: کسرا نوراللهی • مقاله‌ای که در پی خواهد آمد، دو گرایش را در میان فوکوپژوهان به لحاظ تلقی‌شان نسبت به اثر «مراقبت و تنبیه» شناسایی می‌کند: در حالی که این کتاب در ابتدا مشتاقانه مورد استقبال قرار گرفت و مفاهیم محوری آن –و در صدر آن‌ها مفاهیم «انضباط» و «سراسربینی»- به‌تقریب [همه‌جا گیر شده و] مکرراً مورد استفاده قرار می‌گرفتند، اغلب این‌گونه تصور می‌شد که همین مفاهیم محوری طی فرایند بالندگی فکری خود فوکو از درسگفتارهای «حکومت‌مندی»[۳] به بعد کنار نهاده [و با مفاهیم دیگری جایگزین] شدند. با این‌حال مقالات این شماره‌ی ویژه [از مجله‌ی «فوکوپژوهی»] نشان می‌دهند که اگر مراقبت و تنبیه با دقت و به‌دور از اشتیاقی عاری از وجوه انتقادی[۴] و نیز با پرهیز از میل به رد [و پس‌زنی] تندروانه، خوانده شود، هم‌چنان حامل الهامات فراوانی برای تحلیل فرهنگی و نظریه‌ی انتقادی امروزین است. در ژوئن سال ۱۹۷۵، چهار ماه پس از انتشار مراقبت و تنبیه، فوکو انتظارات خود از کتابش را با این ایماژ جالب ابراز می‌کند: «من به کتاب‌هایم به چشم مین‌ها و بسته‌های انفجاری نگاه می‌کنم… امیدوارم که همین‌طور هم باشند!». فوکو با معرفی خود به عنوان یک «انفجارچی»[۵] یا مأمور حمل اقلام انفجاری در آغاز مصاحبه‌اش…

    بیشتر بخوانید »
  • برگردان مطالب علمی

    دستمزد عادلانه چیست؟

    سرمایه‌داران، جان رومر و انقلاب فرهنگی برانکو میلانوویچ[۱] • برگردان: مهتاب خانی • در هنگام طراحی نظام‌های پاداش و جبران، ما به‌وضوح همواره تحت هدایت پاره‌ای اصول معطوف به عدالت یا اخلاق هستیم. [متن حاضر حاصل] تأملی مختصر در باب شایسته‌سالاری، اصول [مورد نظر] جان رومر[۲]، و الگوی کلی جبران به کار رفته در چین در سال‌های دهه‌ی ۱۹۶۰ میلادی [است]. در سال‌های دهه‌ی ۱۹۹۰ و [خاصه] در کتابی منتشره در سال ۱۹۹۹ با عنوان «برابری فرصت‌ها»، جان رومر زمینه‌ را برای ظهور عرصه‌ای فراهم کرد که تبدیل به حوزه‌ی بالنده‌ی مطالعات نابرابری [یا «نابرابری‌کاوی»] شده است؛ [که همانا مطالعه‌ی] «نابرابری فرصت‌ها»ست. بینش کلیدی رومر عبارت بود از تقسیم فاکتورهای مؤثر بر درآمد فرد به سه دسته: موقعیت‌ها یا فاکتورهایی که نسبت به فرد «برون‌زاد» [و «خارجی»]اند و فرد نسبت به آن‌ها کنترلی ندارد (جنسیت، نژاد، درآمد والدین، تحصیلات و مواردی از این دست)، [دوم؛] آن فاکتورهایی که محصول تلاش فرد هستند؛ و در نهایت آن فاکتورهایی که نتیجه‌ی آن چیزی هستند که رومر «بخت‌آوری تصادفی»[۳] می‌خواند ([نظیر این موقعیت که:] «شغل خوبی نصیبم شده چون از قضا در همان زمانی که شغل را آگهی کرده بودند [شغل دیگری نداشتم و] در دسترس بودم»). رویکرد رومر او را هم‌چنین بدان‌سو…

    بیشتر بخوانید »
  • برگردان مطالب علمی

    وارسی نظریه‌پردازی هاروی در باب نولیبرالیسم

    الیزابت هامفریس • برگردان: شقایق یوسفی مقدم • دیوید هاروی مهم‌ترین نظریه‌پرداز مارکسیست در عصر نولیبرال است و چارچوب مفهومی‌ او در این زمینه، عمدتاً در دو اثر امپریالیسم جدید (۲۰۰۳) و تاریخچه‌ی مختصر نولیبرالیسم (۲۰۰۵) پرورش یافته است. کار هاروی تحلیلی ماتریالیستی از نولیبرالیسم است که آن را در زمینه‌ی تغییرات روابط اجتماعی سرمایه‌دارانه و بحران انباشت دهه‌ی ۱۹۷۰ جای می‌دهد و مشخصه‌ی اصلی آثار او کاربرد مقولات مارکسیستی‌ است. او به ماهیت طبقاتی پروژه‌ی نولیبرال توجه دارد و ادعاهای یوتوپیایی را که لیبرال‌ها و بسیاری از سوسیال دموکرات‌ها در دفاع از آن طرح می‌کنند، نمی‌پذیرد. علاوه بر این، هاروی به تنوع‌پذیری فضایی نولیبرالیسم[۱] توجه دارد و اشکال گوناگون آن را مورد تأکید قرار می‌دهد[۲]. اخیراً درباره‌ی تحلیل کنل و دادوس[۳] از روایت‌های مسلط نولیبرالیسم و ارتباط آن‌ روایت‌های مسلط با جهان جنوب[۴] نوشته‌ام. دغدغه‌های من درباره‌ی روایتی مسلط تا حدی متفاوت است؛ اما معتقدم که تفسیر غالب درباره‌ی ریشه‌ها و  اشکالی که نولیبرالیسم در جهان شمال به خود گرفته، با خلق یک سنخ «آرمانی»[۵] از تغییرات اقتصادی- سیاسی که مبتنی بر تجربیات بریتانیا و ایالات متحد است، درک ما را محدود کرده است. روایت غالبی که شناسایی کرده‌ام و در کارهای نائومی کلاین و دیگران نیز می‌توان آن…

    بیشتر بخوانید »
  • برگردان محتواهای رسانه ای

    به‌راه انداختن جنگ بر روی کره‌ی زمین

    مهندسی اقلیم[۱] و ویرانی خلاقانه‌ی زمین به‌دستِ سرمایه داری جان بلامی فاستر (اول سپتامبر ۲۰۱۸) • برگردان: حامد سلمانی • جان بلامی فاستر ویراستار مانتلی ریویو (Monthly Review) و استاد جامعه‌شناسی دانشگاه ارگان (Oregon) است. این مقاله نسخه‌ی اندکی‌اصلاح‌شده‌ی مطلبی است که در ۲۴ ژوئیه‌ی ۲۰۱۸ در سایت علم برای مردم (Science for the People) در مانتلی ریویویِ آنلاین منتشر شد. این مقاله در شماره‌ی ویژه‌ی مهندسی زمینِ مجله‌ی علم برای مردم در تابستان ۲۰۱۸ و  به‌عنوان اعلانی برای راه‌اندازی مجددِ مجله، نوشته شد. شرایط روز به روز شکل جنون‌آمیزتری به خود می‌گیرد. با نرخ فعلی انتشار گازها در سطح جهانی، کمتر از دو دهه‌ی دیگر میزان انتشار کربن از مرز پیش‌بینی‌ شده عبور کرده  و مقدار آن در مجموع به حد تریلیون تن (متریک) می‌رسد. این پدیده دوره‌ای از تغییرات اقلیمی خطرناکی را آغاز خواهد کرد که عملاً برگشت‌ناپذیر است و می‌تواند برای قرن‌ها، اگر نگوییم برای هزاره‌های متمادی، بر اقلیم تأثیر بگذارد. حتی اگر بنا باشد تمامِ اقتصاد جهانی در لحظه‌ی کنونی، انتشار دی‌اکسیدکربن را متوقف کند، عملاً کربن اضافه‌ای که پیش از این در اتمسفر انباشت شده، ناگزیر کاری می‌کند که تغییرات اقلیمی تا جایی ادامه یابد که  نتایج مخرب آن بر گونه‌ی انسان و حیات به‌طور…

    بیشتر بخوانید »
  • برگردان مطالب علمی

    استفاده‌ها و سوء‌استفاده‌ها از «نولیبرالیسم»

    دنیل راجرز[۱] • برگردان: نوح منوری • نولیبرالیسم همه‌چیز‌خوار زبان‌شناختی[۲] زمانه‌ی ماست؛ نو-واژه‌ای که تمام واژگانی پیرامونی خود را تهدید به بلعیدن می‌کند. بیست سال پیش اصطلاح «نولیبرالیسم» به‌ندرت جایی در مباحثات انگلیسی‌زبان داشت. [اما] در حال حاضر [واژه‌ای] تقریباً گریز‌ناپذیر است که در مورد همه چیز از معماری، فیلم، و فمینیسم گرفته تا سیاست‌های دانلد ترامپ و هیلاری کلینتون به کار می‌رود. جستجوی کاربردهای «نولیبرالیسم» در پایگاه داده ProQuest ‌در فاصله‌ی سال‌های ۱۹۸۹ تا ۱۹۹۹ شما را به کمتر از ۲۰۰۰ عنوان می‌رساند. [در حالی که] از بحران اقتصادی ۲۰۰۸-۲۰۰۹ تا کنون این رقم از۳۳۰۰۰ عنوان فراتر رفته است. اصطلاح «نولیبرالیسم» در جناح چپ برای چنین مواردی به کار می‌رود: تشریح احیای ایده‌های لسه‌فر در آن‌چه هنوز در اکثر حوزه‌ها، اندیشه‌ی اقتصادی «محافظه‌کارانه» نامیده می‌شود؛ به‌راه‌انداختن کارزار علیه برنامه‌هایی چون مالیات‌ستیزی، دولت‌ستیزی، و ستیز با اتحادیه‌های کارگری که از طرح‌ها و برنامه‌های تاچر و ریگان تا خیزش تی‌پارتی[۳] و انجمن درون‌حزبی آزادی[۴] را در برمی‌گیرد؛ توصیف ویژگی‌های بازار جهانی اقتصاد که احکام و الزامات آن هم‌اکنون بر جهان سیطره دارد؛ به باد انتقاد گرفتن سیاست‌های حزب دموکرات مرکزگرای بیل و هیلاری کلینتون؛ و نام نهادن و اشاره به آن فرهنگ و ادراکاتی که اذهان و اعمال ما را آکنده…

    بیشتر بخوانید »
  • چندرسانه‌ای

    مجموعه عکس «ترمینال»

    عطا رشیدیانی یکم برای ترمینال واژه‌ی «پایانه» را در فارسی پیشنهاد کرده‌اند و عجب معادل تأمل‌برانگیزی است. خود واژه‌ی Terminal نیز اشتراک واژگانی تام و تمامی دارد با Termination و ویرانی؛ دوم پایانه‌ها پایان‌گاه‌های شهری‌اند؛ یا مسافرانی را به پایان راه‌شان می‌رسانند تا به خیل جمعیتی بپیوندند که این کلان‌شهر را به جایی بس پیچیده‌تر از ترکیب‌های فضایی و مکانی تبدیل کرده‌اند؛ و یا خسته‌گانی از این خیل را به درب خروج هدایت می‌کنند تا برای چند صباحی شهروند جهان دیگری باشند. این گاراژ‌های مدرن که می‌توان تاریخ‌شان را تا اوائل دهه‌ی ۱۳۵۰ نیز پی گرفت، از جمله مظاهر تحولی‌اند که در جایگاه تهران و شهرهای بزرگ نسبت به دیگر نقاط شهری و روستایی ایران پدیدار شد؛ سوم در «پایانه‌»ها نماهای متعددی از همان نسبت واژگانی با «ویرانی» هست و ما این نماها را واجد ارزش‌های انسان‌شناختی فراوانی یافته‌ایم؛ در این گردآورده‌ی رنگارنگ انسانی که در آن تنوعی بدیع از فرهنگ‌، جنسیت، قومیت، زبان و طبقه می‌توان یافت، جلوه‌هایی بدیع هست از «پایانه‌ای» شدن «هویت»، «خاطره» و «تاریخ» آنان که تن به چنین ویرانی و صیرورتی سپرده و می‌سپارند؛ چهارم «پایانه»ها؛ این «ویرانی‌گاه»های شهری به ما تجربه‌ای غنی از «ناپایداری» می‌بخشند؛ ما را به «گوشه» و «کنج»ی از شهر می‌برند…

    بیشتر بخوانید »
  • برگردان گفتارها

    جنبش‌های رهایی‌بخش باید از بعدی پوپولیستی برخوردار باشند

    به سوی ۹۹ درصدی شدن تمام جنبش‌های اجتماعی[۱] مصاحبه‌ی تاتیانا لیاگونو[۲] با ننسی فریزر[۳] برگردان: حمید قیصری ننسی فریزر نظریه‌پرداز آمریکایی در این مصاحبه به مقایسه‌ی بحران‌های سیاسی در اروپا و آمریکا پرداخته و همگان را به تشکیل جبهه‌ی دموکراتیک جدیدی در جریان چپ فرا می‌خواند که هدف از آن غلبه بر ترامپ‌ها و لوپن‌های جهان [امروز] است. دیباچه در پی تظاهرات جنبش فمینیستی علیه دانلد ترامپ، ننسی فریزر، استاد کنونی فلسفه و سیاست در نیواسکول در نیویورک، در کنار بسیاری دیگر از فعالان فمینیست مانند آنجلا دیویس[۴] و رسمیه یوسف عوده[۵]، فراخوانی همگانی را به [تشکیل جبهه‌ی] فمینیسم «۹۹ درصدی» امضا کرد؛ فمینیسمی که ویژگی آن سرمایه‌داری‌ستیزی و فراملیتی[۶] بودن است. کار فریزر تلاشی است برای ساختن یک «فمینیسم اکثریت» شمول‌گرا[۷] که [شائبه‌ی] اتخاذ [هرگونه] موضع نولیبرالی را پس می‌زند. فریزر به اتکای چند دهه فعالیت دانشگاهی که طی آن موضوعاتی چون عدالت، سرمایه‌داری و فمینیسم را مورد مطالعه قرار داده است، امروز از شناخته‌شده‌ترین متفکران در سنت تفکر انتقادی است. او از مدافعان راهبرد سیاسی برنی سندرز، از منتقدان کلینتون و از مخالفان [سرسخت و] پرحرارت ترامپ است. فریزر در این مصاحبه موقعیت سیاسی کنونی را با جزئیات بیشتری مورد تحلیل و کاوش قرار می‌دهد و موضع خود…

    بیشتر بخوانید »
  • چندرسانه‌ای

    ویدئوی کوتاه: پیشینه‌ی توسعه و ظهور پساتوسعه‌گرایی

    بیشتر بخوانید »
  • چندرسانه‌ای

    فیلم «رزا لوکزامبورگ» به کارگردانی فون‌تروتا

    پانزدهم ژانویه‌ی ۲۰۱۹ برابر بود با یکصدمین سالمرگ رزا لوکزامبورگ. لوکزامبورگ به شیوه‌ای که تا به امروز از تراژیک‌ترین صحنه‌های تاریخ اندیشه‌ی چپ است، در برلین به قتل رسید؛ برلینی که نکبت سلطنت را پشت سر نهاده بود، اما هیچ مهیای زمانه‌ی پساسلطنت نبود. سمت و سوی تحولات زمانه به ما می‌گوید که باید اهمیت زیادی برای اختلافات و تبادلات نظری میان لوکزامبورگ و لنین؛ لوکزامبورگ و برنشتاین؛ لوکزامبورگ و کائوتسکی؛ لوکزامبورگ و لیبکنشت، و البته لوکزامبورگ و مارکس، قائل شویم. لوکزامبورگ دگرگونی‌خواه بود اما این دگرگونی‌خواهی نسبتی با ائتلاف‌های اقتضایی و فرصت‌طلبانه با کانون‌های ارتجاعی نداشت. لوکزامبورگ سوسیال‌دموکراتی فعال بود اما هیچ رغبتی به رفورمیسم منفعلانه‌ و بی‌پرنسیب اگوست ببل نداشت و دهه‌ها پیش از آن‌که سوسیال‌ دموکراسی آلمانی این‌چنین طعمه‌ی نولیبرالیسم مرکل شود، خوانش ساده‌انگارانه‌ی کسانی چون برنشتاین از «تحول» را زمینه‌ساز چنین غایت پارادوکسیکالی دانسته بود. سال‌های زیادی از عمر لوکزامبورگ را می‌شد در تعبیر «تدارک تغییر» خلاصه کرد، اما این تغییرخواهی هیچ‌گاه تن به غلبه‌ی مدیوم «حزبی» بر تأمل‌ورزی جمعی و آگاهی عمومی نداد. لوکزامبورگ اشتیاقی به تحولات «شگرف اما کم‌دامنه» نداشت، ار هر «خروش»ی به وجد نمی‌آمد و هر «انبوه توده‌وار»ی را نویدبخش دگرگونی نمی‌دانست. فیلم «رزا لوکزامبورگ» به کارگردانی فون‌تروتا را برخی به این…

    بیشتر بخوانید »
  • برگردان گفتارها

    به فوریت نیازمند پروراندن یک پوپولیسم دست‌چپی هستیم

    مصاحبه با شانتل موف • برگردان: حمید قیصری • تابستان گذشته با شانتل موف درباره‌ی کتاب‌های به تازگی ترجمه‌شده‌اش مصاحبه کردیم. او [در این مصاحبه] به عنوان [متفکر] الهام‌بخش پودموس و آنسومیز[۱] برداشت خود از پوپولیسم چپ را تشریح می‌کند. شما نقدی [تیز و] گزنده ارائه می‌کنید از اجماع سیاسی «مرکز» و ائتلاف‌های بزرگی که سوسیال‌دموکراسی را با جریان راست درمی‌آمیزند. می‌توانید به ما بگویید چه چیز در هسته‌ی این انتقاد شما جای می‌گیرد؟ موف: این اجماع مرکزگرا به خلق زمینه‌ای مساعد برای ظهور پوپولیسم دست‌راستی انجامیده است. این امر به شکل فزاینده‌ای در فرانسه آشکار و در اتریش نیز بسیار مشهود است. اتریش نخستین کشوری بود که مرا به فکر در این‌باره واداشت. در واقع اتریش نسبت به دیگر کشورها تجربه‌ی به‌مراتب بیشتری از سوسیال‌دموکراسی مبتنی ‌بر‌ بازار و [شکل‌گیری آن] ائتلاف‌های بزرگ دارد. من خواستم نشان دهم که چقدر این ادعا که اجماع مرکز‌گرا نشانه‌‌ای است از یک دموکراسی بالغ‌تر، به خطا آلوده است. من پیش از آن به طرح و پیشبرد این ادعا پرداخته بودم که اجماع مرکز‌گرا خطری برای دموکراسی است و شرایطی را خلق خواهد کرد که به گسترش یک پوپولیسم دست‌راستی خواهد انجامید. با گذشت ده سال [از آن هشدارها]، اکنون باید به این…

    بیشتر بخوانید »
  • اسلاید

    دنیایی که برای تحقق آن می‌کوشیم / به روایت دیوید هاروی

    نسبت اندیشه‌ی چپ با «وضع موجود» نسبتی بحث‌برانگیز و سرشار از تنش است. این تنش گاه شکل فعال‌کردن یوتوپیا در دل سهمگین‌ترین بداهت‌های فاجعه‌بار را به خود می‌گیرد و گاه خود به بداهتی دچار می‌شود که آن را نسبتی با پیچیدگی‌های امر واقع نیست. اندیشه‌ی چپ در بسیاری از مواضع و علی‌رغم پیشینه‌ای سترگ از تأکید بر اولویت تغییر جهان بر تفسیر آن، به جای آن‌که نسبت خویش با «امکان»های تغییر را مورد بازاندیشی قرار دهد، مکرراً به نص بازمی‌گردد و به این ترتیب از امکان نگریستن و بازاندیشی در «نارسایی»های ادراک خویش از امر واقع بازمی‌ماند. حال آن‌که یافتن روزن‌هایی به رهایی ملازم با پذیرش غرقه‌گی در ظلمت و تلاش برای آغاز فرایند شناخت از خود این ظلمت است. تصویری که متفکران چپ از آتیه‌ی مطلوب‌شان ارائه می‌کنند، محکی است جذاب برای ارزیابی آن‌که کدامین گام‌ها ما را به سوی گشودن آن روزن‌ها می‌برند و کدام امیدواری‌های ما نسبتی با آن ظلمت ندارند و حتی یاری‌مان نمی‌دهند که فرصت‌های محدود رهایی را مغتنم بشماریم. دیوید هاروی در مؤخره‌ی خویش بر کتاب «هفده‌ تضاد و پایان سرمایه‌داری» ذیل عنوان «ایده‌هایی برای پراکسیس سیاسی» به شرح خصوصیات محوری جهانی می‌پردازد که به تعبیر او کوشش‌ها، مبارزه‌ها و تقلاهای ما مصروف تحقق…

    بیشتر بخوانید »
  • چندرسانه‌ای

    ویدئوی کوتاه: ننسی فریزر

    بیشتر بخوانید »
بستن